X
تبلیغات
زولا
زمان ثبت : دوشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1396 در ساعت 10:28 ق.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : فنجون
عنوان :

715.معرفی یک مرکز نصویر برداری: پردیس نور

شنبه رفتم مامو گرافی و بازم داستان همیشگی که باید از همون رسیپشن تا توی اتاق توضیح میدادم که من کیس خاص هستم و میدونم که ماموگرافی زیر چهل سال انجام نمیدن ... تازه یه بارهم تو اتاق بودم که اون کارشناس اومد گفت لباسهاتو بپوش پزشک میگه من انجام نمیدم و برگه ی گزارش نمینویسه برات ، دوباره لباس پوشیدم و رفتم پشت در اتاق دکتر که کارشناسش خودش باهاش حرف زد و قبول کرد بالاخره ، یکی نیست بگه شاه میبخشه، شاه قلی نمیبخشه! دکتر متخصص وقتی نوشته یعنی صلاح دونسته دیگه، والا کی خوشش میاد هی به بدن خودش اشعه وارد بشه؟


تو این چند باری که رفتم ام آر آی و ماموگرافی ، کادر مرکز پردیس نور  تو سعادت آباد pardisnoor.com ، از همشون بهتر و حرفه ای تر بودن ... خیلی از اینکه اینجا رو پیدا کردم راضیم ، رسپشن ها که چهار تا آقا پسر از اونا که جای برادری خیلی خوش تیپ و مودب و خوش اخلاقن! صندوق و کارشناس ها و کلا کادر پزشکیشون هم خیلی با ادب و خوب هستن و با صبر و احترام با مراجعه کننده برخورد میکنن .... 


یادم افتاد آخرین باری که رفته بودم مامو گرافی حامله بودم و خودم نمیدونستم ، یادش به خیر ! ولی اوووف از کادر بخش سونو و رادیولوژی بیمارستان عرفان که خیلی طلبکارانه با مراجعه کننده برخورد میکنند.


خولاصه که این مرکز بنظر من خیلی محیط خوبی داره و بهتون پیشنهاد میکنم. 

*

شهرزاد عزیزم ، برام پیام خصوصی فرستاده که جوابش رو همینجا میدم :


سلام فنجون عزیز. خوبی؟ میخواستم ازت مشاوره بگیرم و درد دل کنم! میدونم درخواست زیادی هست البته. راهی نداشتم چون خودم وبلاگ ندارم متاسفانه 
خیلی خوش خوشون رفتم بیمارستان صارم واسه چکاب قبل بارداری و از دهنم پرید دکتر سونو پستان برام بنویسه. حالا رفتم سونو و بهم گفتن باید برم ام ار ای. خیلی استرس گرفتم قبلا بهم گفته بودن مدلم فیبروکیستیک هست اما الان میگه چیزای مشکوکی نشون داده سونو که برو ام ار ای تا مطمین شیم و شاید نیاز به نمونه برداری باشه. یادمه شما قبلا هم ام ار ای رفته بودی... میشه از تجربه بعدش بگی که چی کار کردی عزیزم؟ هی با خودم میگم بزار واسه بچه اقدام کنم و بعدش سر فرصت برم ام ار ای و مامو اگر لازم بود. یا میگم برم یه جای دیگه هم سونوگرافی بدم بعد تصمیم بگیرم ام ار ای برم یا نه 

ضمنا من 32 سالم هست و احساس میکنم داره سنم از بارداری میگذره اینم یه استرس دیگه شده برام. :( 


پر واضحه که من پزشک نیستم و شما باید به دانش و تجربه پزشکتون اعتماد کنین و حرف های امثال من فقط در حد یه ایده هست.

عزیزم سلامتی خودت در درجه اول اهمیت داره ، تو باید خودت سالم باشی که بتونی از نظر ذهنی و جسمی از یه نفر دیگه مراقبت کنی ... خودت میگی چک آپ قبل بارداری، خب اینم دقیقا" جزو همین موارد هست چون مثلا" من با اینکه باید حتما" هر شش ماه ام آر ای و مامو بشم، تو دوران بارداری نتونستم بخاطر اشعه انجام بدم یعنی اشعه اش برای جنین خطر داره ، حالا بماند که وقت مامو تازه باردار بودم و خودم نمیدونستم ولی تا روز بدنیا اومدن قندون استرس داشتیم که نکنه روش اثر گذاشته باشه . اول همه چک اپ هارو انجام بده بعد با خیال راحت برای بارداری اقدام کن. چون در غیر اینصورت استرسی که تو دوران بارداری همراهته خیلی روی خودت و بچه اثر میزاره.

هر چیز مشکوکی که لزوما" سرطان نیست و سونو هم در واقع چک آپ سطحی هست و خدارو شکر الان ام آر آی و مامو هست که بشه دقیق این مسائل رو بررسی کرد، پس بی جهت به خودت استرس نده. من چون تو خانواده ام کیس های سرطان بوده خب یکمی برام حرف زدن از این مسائل راحت تره ولی به جرات میگم که سرطان سینه با کنترل و چک آپ های منظم هم قابل پیشگیریه هم جزو معدود مواردیه که اگه به موقع شناسایی بشه  درمان داره. 

ام آر آی هم  دو تا حالت داره ، بعضیاش مثل من، قبل شروع آزمایش یه آنژیوکت میزنن و وسطای  ام آر آی یه تزریق دارن ، بعضیا هم بدون تزریقه ... کلا" به جز قسمت آمپولش خیلی راحته ، فقط نباید تکون بخوری و هیچ چیز فلزی هم  نباید داشته باشی .  یه چیزیه مثل لوله ی خیلی بزرگ، روی تخت میخوابی میری توی لوله و میای بیرون :))  

بعضیا تو فضای بسته حالشون بد میشه، اگه اینطوری هستی همون اول چشمهاتو ببند و سرجمع زیر یک ربع با تزریق طول میکشه، منکه یه بار چرت هم زدم :) 

نیاز هم نیست که ناشتا باشی.


جواب آم آر آی ات رو گرفتی ، اگر دوست داشتی یه روز با جواب آزمایشت برو مطب دکتر کاویانی تو توانیر .. روزهایی که هست رو دقیق نمیدونم ولی دو شنبه ها هست  بین مریض برو منشی جواب آزمایشت رو به دکتر نشون میده و اگر نیاز باشه خودتم معاینه میکنه. من این دکتر رو خیلی قبول دارم و هممون هم تحت نظرش هستیم، تو نت سرچ کنی آدرس و تلفنش رو پیدا میکنی ... فقط زودتر برو برای آم آر آی که دکتر کاویانی از اوایل اسفند دیگه نیست.

برات آرزوی سلامتی دارم عزیزم.

نظرات (7)
زمان ثبت : سه‌شنبه 24 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 08:07 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : مخمور
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
فنجون خدا نکشتت با این کامنت هات
نه آخه خدایی کی عهد می بنده که تیپش جواد باشه نه خودت بگو
پاسخ:
تو میخندی ولی به جان خودم همین فکرو کردم
زمان ثبت : سه‌شنبه 24 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 09:53 ق.ظ [لینک نظر]
نویسنده : نیوشا
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
سلام فنجون جان؛ آیا مرکز یا پزشک برای سونوگرافی سینه ورحم و تخمدان که ماهر و دقیق باشه سمت شمال و شمال شرق تهران میشناسید؟ ممنون
پاسخ:
سلام عزیزم . فقط همینی که تو جواب شهرزاد نوشتم که خیابون قائم مقامه برای سونو و دکتر بهشتیان تو بیمارستان عرفان رو میشناسم.
زمان ثبت : دوشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 05:38 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : نجمه
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
سلام بر فنجون جان
چرا این همه پست کامنت نذاشتم ایا؟نشون میده سر کار، سرم شلوغ یوده.
اقا، این نور عالیه، منم خواهرم مریض هستن، ما هم تو دسته ریسکی ها.
اونجا معاینه هامو انجام میدم. بسیار خوبن. بیمه های زیادی رو هم قبول می کنن.
انشالله همیشه همه تو سلامت باشن. بعد الکی برن چکاپ، از مناظر استفاده کنن.
پاسخ:
سلام بر شاغل پر مشغله :))
بله منم واقعا راضی هستم از خدماتشون ...
محیط خوبی دارن و خداکنه خدماتشون همینجور خوب بمونه.
زمان ثبت : دوشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 02:41 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : شهرزاد
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
حق با تو هست عزیزم... همیشه و در همه حال باید خدا رو شکر کرد. شخصیت شما برای من خیلی محترمه. ممنونم که برام وقت گذاشتی. میرم ببینم خدا چی میخواد
پاسخ:
ممنونم از لطفی که بهم داری .
منتظر خبرهای خوب هستم
زمان ثبت : دوشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 01:45 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : شهرزاد
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
در مورد امپول منظورم نبود عزیزم :)) اینکه خیلی ریلکس میگی اگر لازم باشه میرم کلش رو تخلیه میکنم من از نظر روحی اصلا تو تصورم نیست. کلا من ادم قوی و محکمی نیستم در مواجه با بیماری چه برای خودم باشه چه برای اطرافیانم. زود خودم رو میبازم متاسفانه :((
مثلا من وقتی دارم ازمایش خون میدم حتما باید دراز کشیده باشم چون ممکنه فشارم بیفته یا اگر روی صندلی میشینم به کسی که خون میگیره بگم ابدا شیشه خون یا سوزنش رو نباید ببینم. چون قبلا پیش اومده وسط کار یهو دیدم و حالم بد شده و دیگه خون رو رگهام منجمد شده انگار! خانومه میگفت وا چرا دیگه خون نمیاد بعد نگاه کرد تو صورتم دید رنگم عین گچ سفید شده. من در این حدم!
پاسخ:
دلنگرانی ات رو میفهمم عزیزم ولی تو این مورد خاص با انکار واقعیت نمیتونم چیزی رو تغییر بدم ، پس پذیرفتمش و اینجوری حالم خیلی بهتره.
مثلا" اگه عضوی مثل کبد بود که نمیشد برش دارم میخواستم چکار کنم؟؟؟ پس من نسبت به بقیه شرایط بهتری دارم.
الان هم به این چیزها فکر نکن، به جای فکر و خیال برو ام آر آی رو انجام بده .
زمان ثبت : دوشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 11:59 ق.ظ [لینک نظر]
نویسنده : شهرزاد
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
عزیزم میشه یه مرکز سونوگرافی خوب هم بهم معرفی کنی؟ میخوام سونو رو هم تکرار کنم یه جای معتبر
پاسخ:
مرکز پردیس نور سونوگرفی هم داره. ولی دکتر کاویانی خواهرم رو فرستاده مرکز سونو قائم مقام - دکتر لاریجانی - تلفن 88731305 روبروی بیمارستان تهران کلینیک
بنظرم مستقیم برو ام آر آی ، چون حتی سونو دوم هم چیزی رو نشون نده، ته ذهنت هی نگرانی داری ... به جای سونو نیم ساعت برو ام آر آی و خیال خودت رو راحت کن .
زمان ثبت : دوشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 11:55 ق.ظ [لینک نظر]
نویسنده : شهرزاد
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
فنجون عزیز بی نهایت ازت ممنونم که برام وقت گذاشتی. راستش من از نمونه برداری بعدش میترسم! یعنی میگم نکنه دست بزنه و پخش بشه! البته که دارم پیش پیش فکر میکنم چون دکتر گفت در حال حاضر اطلاعات کافی برای تشخیص ندارم و ممکنه اصلا مشکلی نباشه و با ام ار ای میتونم بهت بگم که مشکلی داری یا نه.
یکی از دوستام پارسال رفته بود سونو و البته قبلش هم میگفت خودم معاینه میکردم یه چیزی توده مانند زیر دستم حس میکردم. میگفت دکترم صلاح ندونست ازش نمونه برداره و با بی هوشی جراحی کرد و کل توده رو خارج کرد و فرستاد پاتولوژی و خدا رو شکر گفتن بدخیم نیست. ولی خوب متحمل یه جراحی شد که الان هم ناراضیه از اینکه جای بخیه مشخصه
من خودم استرسی هستم و همسرم از خودم بدتر. ارامش تو رو می بینم بهت حسودیم میشه عزیزممممم :P
پاسخ:
خواهش میکنم عزیزم. دختر خوب خودت میبری و میدوزی؟؟ برو ببین ام آر آی چی میگه اصلا شاید نیازی به نمونه برداری نباشه.
به دوستت هم بگو برای جای بخیه کرم رژودرم و کرم سیکالفیت مارک اون بزنه خیلی زود جاش میره.
آرامش؟؟ من ؟؟؟ :))) دختر جان اگه منو میخونی حتما یادته که سر آمپول ام آر آی چقدر بدبختی کشیدم، آرامش داشتم که سه بار سه بار سوزن نمیخوردم که!
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :