زمان ثبت : پنج‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1396 در ساعت 03:55 ب.ظ
نویسنده : فنجون
عنوان :

708. مسافر شدیم بالاخره

دیرین دیرین دیرین...

ویزای ما اومد ... هورااااا

انشالا اگه قسمت باشه این هفته که میاد میریم استرالیا

فقط موندم کی به قندون شربت خواب بدم و اصلا چطوری تو پرواز طولانی سرش رو گرم کنم؟

و اما بلیط!!!

من یه دوست خیلی خوب دارم که معمولا اون برامون بلیط میگیره، دو هفته طفلک هی سرچ کرد و باهم صحبت کردیم و یهو دقیقه نود برنامه امون عوض شد یعنی تقدم و تاخر شهرهایی که میخواستیم ببینیم جابجا شد... من فکر میکردم آژانس های مسافرتی از یک رفرنس واحد بلیط میگیرن ولی امروز که  بلیط ٦٤٠٠ تومنی رو از یه جا ٥٢٠٠ و از یه جا ٤٨٠٠ قیمت گرفتیم فهمیدم نه خیر !  اشتباه میکردیم.

از دوستمم پرسیدم گفت احتمالا از سایت هایی خرید کردن که ما بهشون دسترسی نداریم و وقتی گفتم زشته بعد این همه زحمتی که بهت دادم از یه جای دیگه بلیط بخرم، با مهربونی گفت تو صدتا بلیط هم بخوای من برات سرچ میکنم  چون شغلم اینه ، ولی اونی رو بگیر که ارزونتره... 

دو سه روزه باید ساکمون رو جمع کنیم... 

*

تازه فردا هم عروسی هستیم ... دم سفر نگیرنمون صلوات:))

اووف الان یادم افتاد که باید قندون رو ببریم سلمونی، همش به هوای اینکه نمیخوایم ببریمش عروسی میگفتم عجله ای نیست .

*

شروع کردم به نوشتن داستان... 

همیشه نوشتن رو دوست داشتم ولی هیچ وقت فکر نمیکردم  رمان نوشتن انقدر حالمو خوب کنه ، همینکه ذهنم هرجا که میخواد میره و هی ایده میاد تو ذهنم  و منم باهاشون سفر میکنم عالیه ... 

خدارو چه دیدی شاید یه روز چاپشون کردم شدم نویسنده!

*

کامنت ها رو هم وقتی برسم جواب بدم تایید میکنم، خوشم نمیاد بدون جواب بمونن.

*

مرسی از انرژی های مثبتتون

نظرات (22)
زمان ثبت : دوشنبه 2 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 09:00 ق.ظ [لینک نظر]
نویسنده : sara
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
سفر بی خظر فنجون جون
کلی خوش بگذره بهتون
پاسخ:
سلام خیلی متشکرم سارای عزیزم
زمان ثبت : دوشنبه 18 دی‌ماه سال 1396 ساعت 04:05 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : قورى
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
خدا رو شکر که قندون جان همکارى کرد و خوابید
ان شالله حسابی خوش بگذره
پاسخ:
جوانمردی به خرج داد واقعا
زمان ثبت : شنبه 16 دی‌ماه سال 1396 ساعت 01:42 ق.ظ [لینک نظر]
نویسنده : اسکارلت
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
دختر جان قرص خواب برای این جور وقتها ساخته شده. اگه بخوای طبیعی ساعت بدنت رو تغییر بدی که تا عادت کنی وقت برگشتنه. یا اینکه روزها به زور و زجر خودت رو بیدار نگه داری تا شب بیفتی غش کنی. امیدوارم خوش بگذره.
پاسخ:
از شما چه پنهان قرص هم خوردیم، به قرصه عادت کردیم ولی خوابمون تنظیم نشد تا چند روز :)))
قندون نصفه شب بیدار میشد میپرید رو تخت میگفت بازی بازی
زمان ثبت : جمعه 15 دی‌ماه سال 1396 ساعت 10:12 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : بهارنارنج (آسنترا)
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
هوراااااا بالاخره ...البته میدونم دیر رسیدم و احتمالا الان توی سفری اما خیلی خوشحال شدم که ویزا اومد و رفتید. خوش بگذره بهتون
پاسخ:
ممنون ، رفتیم و برگشتیم ... مرسی که انقدر مثبتی
زمان ثبت : سه‌شنبه 12 دی‌ماه سال 1396 ساعت 05:59 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : معلم سابق
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
فنجون جان خوشحال شدم برنامه ی سفرتون جور شد. ایشالا خوش بگذره، قندون هم هی بخوابه. زیاد زیاد بخوابه
پاسخ:
سلام عزیزم
خیلی متشکرم، خدارو شکر قندون خیلی خوب همکاری کرد. اونقدری که فکر میکردم عذاب نبود ولی امان از جت لگ بعدش
امشب گویا قندون و پرتقال فروش اوکی شدن ولی من و خواهر کوچیکه هرچی تلاش میکنیم صبح نمیشه ...
بخدا اگه روز کاری بود تا الان صدبار ساعت زنگ میزد ولی حالا بعد کلی تلاش ساعت ٢ صبح بیداریم
زمان ثبت : سه‌شنبه 12 دی‌ماه سال 1396 ساعت 10:03 ق.ظ [لینک نظر]
نویسنده : سپیدۀ علی
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
سلام عزیزم ، سفربیخطر. حسابی بهتون خوش بگذره
راستش چند وقت نبودم گرفتار بودم، از قرار معلوم باردار بودم و بچه افتاده و حالا هم دعوا و گرفتاری بعدش که همسر میفرمایند ما بچه نمی خواهیم و بچه تووی این دوره زمونه برای چی و از این حرفا
دحترکم کامتو تلخ نکنم، برو اونجا حسابی حال کن و خوش بگذرون
پاسخ:
سلام عزیزکم
خیلی متاسف شدم برات ، البته این مورد خیلی شایع هست تو یه ماه اول ، نگران نباش جانکم.
ایشالا خیلی زود بهبود پیدا میکنی.
در مورد بچه هم بنظرم با همسرت صحبت کن چون اگه راضی نباشه بعد بدنیا اومدن بچه خیلی دست تنها میشی و نمیتونی رو کمکش حساب کنی و واقعا سخته.
از خودت مراقبت کن خیلی زیاد
زمان ثبت : دوشنبه 11 دی‌ماه سال 1396 ساعت 02:05 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : قورى
امتیاز : 0 0
ممنونم إز توضیحت
میگم فوقش صندلی خالی نبود
جناب همسر و بلند کن بزار بچه بخوابه
آقای همسر هم بره بگرده تو هواپیما
ان شالله که صندلی کناریتون خالی باشه در طول همه پروازا
پاسخ:
عارضم خدمتتون که هواپیما تا سقف پر بود، خداروشکر با شربت خوابی که به قندون دادم خوابش عمیق شد و روی پاهامون خوابید
زمان ثبت : یکشنبه 10 دی‌ماه سال 1396 ساعت 09:33 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : پریسا
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
فنجون جان حسابی خوش بگذره ،مرسی از توضیحی که در مورد پس انداز دادی تو کامنتا خیلی خوشم اومد و انشالا استفاده ما هم استفاده کنیم ازش
پاسخ:
سپاسگزارم
زمان ثبت : یکشنبه 10 دی‌ماه سال 1396 ساعت 12:27 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : آبگینه
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
یعنی الان میرین اونجا تابستونه چقد جالب
کانگورو وااای چقد از بچگی کانگورو دوست داشتم
بهتون خیلی خیلی خوش بگذره
پاسخ:
بعله! ترک میخوریم احتمالا :))
دفه قبلی که کانگورو ندیدیم ... ایشالا این دفه ببینیم منم خیلی کانگورو دوست دارم.
سپاس
زمان ثبت : شنبه 9 دی‌ماه سال 1396 ساعت 08:20 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : الهه
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
با وجود اینکه نه به من و نه به بچه های بالا مژدگونی ندادی و جالب اینجاست که هنوزم از ما سوال داری، ولی باشه جواب این سوالت هم مهمون منو بچه های بالا باش.
عزیزم دلیل محدودیت زمانی رو پرسیدی، جوابش خیلی ساده است، مهمون یه روز دو روز آقاااااااا فوقش اینم چون فنجون همراه با قندون خان اینم 14 15 روز نه بیشتررررررررررر؟ والا دیگه بیشتر از این تو غربت بمونید خوبیت نداره:)))))))
پاسخ:

برای موندن که یک ماه میتوانیم تو غربت بمونیم، محدودیت زمانی برای مهلت ورود به کشور مقصده.هنوز نرفته دلم نمیخواد برگردم ، همچین جوگیری هستم من
زمان ثبت : شنبه 9 دی‌ماه سال 1396 ساعت 02:21 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : سمانه مامان صدرا
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
البته این یه توصیه بود .چون خودمو نوبسنده نمی دونم ولی ریا نباشه چندتا از داستانهام چاپ شده و هی تجربیاتم بیشتر شده ی چیزایی دستگیرم شده.
ا
پاسخ:
من بهت افتخااااااار میکنم
زمان ثبت : شنبه 9 دی‌ماه سال 1396 ساعت 02:19 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : سمانه مامان صدرا
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
وای .رمان منم داره چاپ میشه. ولی فنجون جان داستان خیلی خیلی وقت گیره ،اطلاعات جانبی و دایره لغتت هم باید بالا باشه و حوصله زیادی به خرج بدی وبسیار مطالعه داشته باشی بخصوص استاد بیضایی و گلشیری
پاسخ:
به به پیشاپیش تبریک میگم بهت ... انشالا چاپ شد اسمش رو بگو ما هم بخونیم پزش رو بدیم به رفقا
زمان ثبت : شنبه 9 دی‌ماه سال 1396 ساعت 02:14 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : نجمه
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
مباررررررررررررک باشه
کلی تبریک، کلی خوش بگذره
نوشتن روح ادمو اروم می کنه.اصلا این ارتباط بین کاغذ و خودکار حال ادمو جا میاره.
در ضمن این شیوه های پس اندازی تون واقعا کارآمد هستن.
پاسخ:
ممنون ممنون ... از لطفی که بهم داری متشکرم نجمه عزیز.
زمان ثبت : شنبه 9 دی‌ماه سال 1396 ساعت 01:07 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : سحر
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
دوست خوبِ من! بینهایت بهت خوش بگذره بینهایت..
پاسخ:
خیلی ممنون نایب الزیاره همتون هستم
زمان ثبت : شنبه 9 دی‌ماه سال 1396 ساعت 12:14 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : مارال و آلنی
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
چه خبر خوبی خوش بگذره بهتون فنجون خیلی خوشحال شدم برات
پاسخ:
ممنونم بانوی کارمند
زمان ثبت : شنبه 9 دی‌ماه سال 1396 ساعت 10:59 ق.ظ [لینک نظر]
نویسنده : سحر
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
سفر به سلامت انشاالله خیلی خوش بکزره راستش من و همسر درآمد بالایی نداریم و هیچوقت به اینجور سفرا فکر نکردیم، راستش من فکر کردم اما همسر صلا تو ذهنشم نمی گنجه متاسفانه!!! خداروچه دیدی شایدماهم رفتیم البته که خیلی امیدوارم اما دیکه خداچی بخواد.
راجع به رمان نوشتمم که خیلی عااالی یعنی یکی از ارزوهام نوشتن کتاب خیلی دلم می خواد دوره های این مدلی بگزرونم داستان نویسی....اما نمی دونم چقدرمفید
پاسخ:
من عاشق سفرم و پرتقالی هم اولا خیلی تو باغ نبود و صرفا همراهیم میکرد اما الان ماشالا خوب راه افتاده ... بنظر من سفر فقط خارج از کشور نیست ... مثلا تجربه کمپ دریاچه چورت برای من خیلی عالی و معرکه بود یا وقتی رفتیم شیراز حتی یک روز هم نرفتیم پاساژ گردی و همه باغ ها و موزهاش رو گشتیم.
من هیچ آموزشی ندیدم برای داستان نویسی.
زمان ثبت : شنبه 9 دی‌ماه سال 1396 ساعت 10:57 ق.ظ [لینک نظر]
نویسنده : نیلوفر
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
خیلیییی ممنونم که برام وقت گذاشتی
خوشششششششش بگذره
در کنار تالار اوپرای سیدنی مارو هم یاد کن عزیزم
پاسخ:
خواهش میکنم جانا
نایب الزیاره همتون هستم.
زمان ثبت : شنبه 9 دی‌ماه سال 1396 ساعت 10:25 ق.ظ [لینک نظر]
نویسنده : نیلوفر
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
ممنونم عزیزم
اما هنوزم فکر کنم لااقل برای ما نمیشه ببین یه چیزی رو میتونم واضح بگم؟ خوب حالا اگه شما هم بگید نه من که دارم میگم!!!
درامد منو همسر رو هم شش میلیون میشه و یه نی نی دخمل 7ماهه هم دارم
شاید حقوق ما کم باشه و من توهم زدم که نسبتا خوبه!!!
یه چیز دیگه هم بگم؟؟؟؟
خیلی خیلی خیلی دوست دارم فنجون
پاسخ:
خدابهتون بیشتر و بیشتر برکت بده انشالا ... والا من بودم میگفتم خیلیییی خوب، نه نسبتا خوب :)
در مقایسه با اطرافیان من خرج لباس و قرطی گریام خیلی کمتره ... ببین خرج اصلی زندگیتون رو چیه و اگه امکانش هست میتونی اونو کمترش کنی مثلا اگه خرج میوه و اینا خیلی زیاده مثلا از تره بار خرید کنی که الان امکان دستچین هم داره یا اگه زیاد از بیرون غذا میگیرین اونو کنترل کنی و پس اندازش رو اختصاص بدی برای سفر.
من چه خوشبختم با داشتن شماها
زمان ثبت : شنبه 9 دی‌ماه سال 1396 ساعت 08:27 ق.ظ [لینک نظر]
نویسنده : نیلوفر
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
سلام عزیزم
من حدس میزدیم داری میری استرالیا چون یه بارم قبلا میخواستی بری و برات نشد( میبینی چه خواننده قدیمی هستم؟)
فنجون اگه من یه سوال بپرسم ناراحتت نمی کنم؟ خداییش هزینه این سفرا خیلی زیاده اسپانیا ارمنستان حال هم استرالیا رمز موفقت شما چیه دلبندم؟ منو همسر درامدنسبتا خوبی داریم و اصلاااا هم ولخرج نیستیم اما واقعا نمیشه زیاد از این کارا بکنیم
اگه پیشنهاد و یا راه حلی داری به منم بگو
پاسخ:
سلام نیلوفرجانم.
ضمن احترام به خوانندگان قدیمی چراغ خاموش! باید بگم سابقه نداشته بخوام برم و نشده باشه ها خودمو چشم نزنم همه ویزاهام تایید شدن بحمدالله
به سوالت هی فکر کردم ولی واقعا چیزی به ذهنم نرسید، جز اینکه ما خرجهامون تقریبا در ماه مشخصه و مازادش پس انداز میشه برای مخارج جانبی ... و اینکه مازاد هرماه رو هم از حساب مشترک منتقل میکنیم به حساب پس انداز که الکی براش چاه نکنیم ...
البته که مثلا همین دوماه قبل رسما صفر شدیم با هزینه های پیش بینی نشده
و اینکه در طول سال خورد خورد میتونی در حد حتی صد تا دویست دلار یا یورو ارز بخری که وقت سفر فقط هزینه بلیط داشته باشی ... در بعضی تایم ها تورها خیلی گرون هستن، مثل عید یا تعطیلات خرداد که مثلا همون تور رو تو آبان ماه یا حتی اردیبهشت بری خیلی تفاوت قیمت فاحشی داره و در آخر با جستجوی زیاد میتونی از بین گزینه ها هزینه تور یا حتی بلیط و هتلت رو به حداقل برسونی ... یه چیزی که به ذهنمم میرسه اینه که به جز مثلا آنتالیا ما خیلی کم تو هتل هستیم پس ارزش نداره بخاطر ستاره های هتل کلی هزینه بدیم و ازش هم فقط برای خواب استفاده کنیم.
زمان ثبت : جمعه 8 دی‌ماه سال 1396 ساعت 10:49 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : مادر تنها
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
وااااااای فنجون جونم چقدر خوشحال شذم برات ای ول ای ول ای ول. ایشالله که یکی از بهترین و دلچسب ترین و پرخاطره ترین سفرهات باشه و وقتی برگشتی تا خود عید هی با مرور خاطرات قشنگ سفرت کله قند به چه گندگی تو دلت اب بشه. چقدر خوب که با قیمت خیلی مناسیتر توتستی بیلیط بگیری و اینم خودش شد باعث خوشحالی بیشترتر :)) بابت نوشتن رمانت هم بسی بسیار زیادتا خوشحال شدممممم ایشالله به مرحله ی چاپ رسید بگو بریم بخریم و هی اینور اونور پز دوست نویسنده مون رو بدیم ;)
به به! یه سفرنانه ی توووووپ برگشتنی سر فرصت برامون بنویس ها باشه؟
پاسخ:
ممنونم مامان جان.
بنظرت راه داره برای عید هم برنامه سفر بچینم یا بشینم سرجام ؟؟
زمان ثبت : جمعه 8 دی‌ماه سال 1396 ساعت 07:47 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : الهه
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
سلام عزیزم
دیدی گفتم بچه های بالا گفتن ویزاتون اکی شده، دیددددددی؟
حالا مژدگانی بنده فراموش نشود.:)))))
فنجونم انشااله سفر بهتون خوش بگذره.
پاسخ:
ضمن تشکر از بچه های بالا ، ولی باید بگم این بچه های بالا خوب به حرفت گوش ندادنا، اخه یعنی که چه برای ورود به کشور محدودیت زمانی میزارن مارو به دوشواری میندازن، ها؟؟؟
زمان ثبت : جمعه 8 دی‌ماه سال 1396 ساعت 05:19 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : قورى
امتیاز : 0 0
به سلامتى
ان شالله که بهتون خوش بگذره
من توى سفر هاى طولانى مدت ، براى پسرم یه کوله پشتى اسباب بازى میبردم
وقتی زیر دو سال بود ، با ماژیک و دفتر نقاشی
الان tv میبینه یا با تبلت بازى میکنه، نقاشی هم میکشه
البته من بیشترین زمانى که توى پرواز بودم پنج و نیم ساعت بوده
جرّأت بیشتر نداشتم
ان شالله که همکارى میکنه قندونتون
راستى یه سوال شربت خواب آور چیه ؟ دکتر میده ؟
اگر خوب باشه منم براى سفر ها بگیرم
پاسخ:
سلام قوری جانم ... مشکل اصلی من اینه که قندون (متاسفانه یا خوشبختانه) تو بغل نمیخوابه ... تو هواپیما برای ده دقیقه هم که شده باید بزارمش روی زمین تا بخوابه بعد بغلش کنم... اسپانیا هم که میرفتیم هواپیما رو سرش گذاشته بود، مهماندار یه مسافر رو که صندلی کناریش خالی بود فرستاد جای من و من تونستم قندون رو بزارم رو صندلی، به محض اینکه گذاشتمش رو صندلی بیهوش شد تا مقصد.
ما خودمون تحملمون بالاتره ولی مسافرها خیلی گناه دارن ... این همه مسافت هی یک در میون بچه ها گریه کنن. تبلت میبریم باهاش کارتون ببینه ولی خودت میدونی کوتاه مدته و باید بخوابونمش حتما.
یه شربت بی بی اسلیپ هست که تماما گیاهیه ، وقتی دو سه ماهه بود برای تنظیم خوابش دکترش معرفی کرد ... البته که من برای بار اول باید خیلی خیلی کم میدادم، قندون رو اصلا نمیتونستم از خواب بیدار کنم داشتم سکته میکردم .
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :