X
تبلیغات
زولا
زمان ثبت : چهارشنبه 24 آبان‌ماه سال 1396 در ساعت 12:54 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : فنجون
عنوان :

694. یه آرزوی شیرین

زیاد پیش میومد که میرفتیم خرید و چهار قلم کالا میخریدیم و فاکتورش میشد بالای صد یا دویست هزار تومن ... دیروز که عزمم رو جزم کردم تا کمی کالا بخرم و بفرستم کرمانشاه، یه مبلغی رو تو ذهنم گذاشتم کنار و یه مبلغی هم دوستانم بهم دادند که از طرف اونا خرید کنم ... 


با پرتقالی رفتیم شهروند و طبق لیستی که داشتم شروع کردم به خرید ... و هی چشمم میخورد به وسایلی که لازم بودند مثل نان  های سوخاری یا نان های خشک و دستکش یکبار مصرف و اسباب بازی و سوپ های نیمه آماده ، جوراب شلواری برای بچه ها و نوار بهداشتی، کرم ، دستمال کاغذی و سرلاک و پنیر  و  شامپو و ... 


دروغ چرا هی دلم شور میزد که این  خریدها مبلغش میزنه بالا و حساب کتابهامون میریزه بهم و .... 


خریدهامون شده بود دو تا چرخ دستی و من هی تو ذهنم دو دو تا چهارتا میکردم که مثلا" کتری چند تا بخرم یا قاشق و چنگال فلزی چند بسته بخرم و لیوان پلاستیکی چندتا بردارم که برام مسیج برداشت از حساب اومد ... فهمیدم پرتقال فروش سبد خودش رو برده صندوق حساب کرده و با دیدن مبلغ برداشت شده کلی خوشحال شدم چون فهمیدم کلی جا دارم برای خرید ... رفتم سراغ لباس بچه و توپ و اسباب بازی های کوچک ... بعد با یه نمه استرس رفتم دم صندوق ... 


کل مبلغ رو که گفت نیشم تا پشت گوشم باز شد ...  با این حساب جا داشتم برم یه سبد دیگه هم پر کنم و بیام!  چقدر با برکت شده بود پولمون !!! 


بالای دوساعت بود که اونجابودیم و قندون از گرسنگی، بیسکویت میخورد و با دهان بسته نق میزد :)))  ( تفریح جدیدمون شده که با دهان بسته صدا درمیاره و بعد من تعجب میکنم که صدا از کجا میاد و اونم با شیطنت تمام نمیگه که کار خودشه و هی صدای امممممم از خودش درمیاره )


شب که اومدیم خونه چندتا از وسایل قندون رو هم جمع کردم که صبح ببرم و اولین عروسک رسمی قندون هم که به صندلی ماشینش وصل بود ، رفت برای دوستاش تو کرمانشاه ... 


چقدر حالم از دیروز بهتره ... 


یه چیزی رو میخواستم بگم و فکر کردم نوشتم تو وبلاگ اما مثل اینکه سیو نشده بوده ... ببینین بخاطر اقداماتی که انجام شده خیلی از ماها به یک سری ارگان ها بی اعتماد شدیم ... برای من کمیته امداد بی اعتماد ترین کمیته اس چون اصل چراغی که به خانه رواست رو رعایت نمیکنه ...  و هرکسی میخواد خودش وسایل رو بفرسته و مطمئن بشه که به دستشون میرسه ... نکته خوب این عدم اعتماد، حجم زیاد کمک هاییه که جمع میشه ... و نکته ی بد این موضوع اینه که وقتی افراد تک تک گروه تشکیل میدن ، نمیشه توزیع نهایی رو صحیح انجام داد ...  خودم با فاصله زمانی کوتاه دو تا فیلم دیدم که تو یکیش میگفتن اینجا آب نداریم و تو یکیش میگفتن انقدر برای ما آب نفرستین ما گرسنه ایم! ... مجبوریم که اعتماد کنیم به یک نهاد و بنظرم الان هلال احمر کارش کم حاشیه تر از بقیه جاها هست ... 


میدونین الان چی دلم میخواد؟؟ یه بچه کوچک حداکثر دو ساله دیدم که بعد سه روز سالم از زیر آوار خارج شده بود ... واقعا واقعا دلم میخواد الان میتونستم اون بچه رو بیارم پیش خودم تا زمانی که اوضاع اونجا سامان بگیره، بعنوان امانت ازش نگهداری کنم ... 

نظرات (4)
زمان ثبت : یکشنبه 28 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 08:51 ق.ظ [لینک نظر]
نویسنده : فرشته
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
من هم باید یک مشاوره تحصیلی برم
خیلی سخته با کار درس بخونی مدیریت کردن کارها
تازه اونم من که مشاوره ازدواجم شروع کردیم میریم
پاسخ:
پیشا پیش ، مبارکت باشه فرشته جانم ...
واقعا درس و کار سخت هست خیلی ... با ازدواج هم یک سری وظایف جدید میاد رو دوش آدم که باید هر سه رو نظم بدی و مدیریت کنی ... برای من که خیلی سخت گذشت.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 25 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 02:23 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : آبگینه
امتیاز : 0 0
درسترین کار فرستادن وسیله است بعد سروسامان یافتن کمکای نقدی توسط آدمای معتمد
منم به کمیته امداد اطمینانی ندارم
پاسخ:
هزار تا پیام اومده ضد و نقیض همه هم فکر میکنن بقیه خوب امداد رسانی نمیکنن و خودشون خیلی مفید هستن ... چیزی که هست اینه که حداقل هلال احمر برای این کارها اموزش دیده حتی اگر یک سری وسایل رو هم نمیفرستن بی شک دلیلی دارن و مدیریتی تو کارهاشون هست ... این همه نیرو که اومدن برای کمک آدمو دلگرم میکنن به مهربانی، ولی من فکر میکنم به جای هزار تا گروه کوچک اگر دو تا گروه بزرگ داشتیم خیلی کارا تر بودیم
مثالش همین هیئت های محرم هست قبلنا دسته ای بزرگ و پر ابهت بود و الان سر هر کوچه یه هیئت میزنن خلوت و خالی که جلوش چای میدن جمعیت جذب کنن
زمان ثبت : چهارشنبه 24 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 10:48 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده :
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
آفرین به تو و قلب مهربونت

ولی اعلام شده لباس و پتو حتما نو باشه .لباس دست دوم باعث دلخوری و کسر شان آسیب دیده ها میشه بهتره نفرستین .
اسباب بازی دست دوم یا کهنه فرقی نداره
پاسخ:
سلام ، همه رو نو فرستادم عزیزم، اونایی که برای قندون بوده رو هم مطمئن باشین در حد نو هستن والا نمیفرستادم چون زود بزرگ میشن خیلی کم استفاده میشن. اصلاگذاشتهبودمش واسه بچه بعدی
زمان ثبت : چهارشنبه 24 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 08:12 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : شاه بلوط
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
یکی از اقوام کارمند کمیته امداد هست یه وقتایی بهشون میگن وام بدین به افراد نیازمند ایشون به افراد فامیل میگن و باورت نمیشه بعضیاشون واقعا پولدار هستن میان میگیرن
چون از نزدیک دارم میبینم بهت حق میدم .واقعا هم متاسف هستم پولدارهای ما اینقدر حریص هستن
پاسخ:
ما باید خودمون خوب باشیم و مراقب باشیم تو شرایطی که خودمون هستیم بهترین خودمون باشیم اگه فروشنده ایم خوشرو و منصف باشیم و اگر کارمندیم کارمون رو درست وبه موقع انجام بدیم که نیاز به پیگیری هیچ کسی نباشه اینجوری کم کم میشیم مایه دلگرمی و مهربونی میاد تو دل هامون و انقدر حریص و خودخواه نمیشیم
پولدار ها همه اینطور نیستن ، به شخصه آدمهای متمول ریشه دار هم زیاد دیدم.
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :