X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
حوصله کن ، خواهیم رفت
آرامش به همراهت ... مهر بورز و خوشبخت باش

دیروز برای اولین بار رفتیم  ک.ارگاه /م.ادر/و/ ک.ودک ... 

تجربه جالبی بود ... مخصوصا" برای من که نمیدونم چه بازی هایی برای این سن خوبن ... و البته وجدان درد اینکه وقت کمی برای قندون میزارم هم کمی جبران میشه:)

در کنار همه اینا واکنش متفاوت بچه ها خیلی برام جالب بود ... یکی از همون اول هی زر زرررر تو بغل مامانش ... جالبه بعضی وقتا یادش میرفت و محو بازی بچه ها میشد بعد یهو میدید اوا من چرا گریه نمیکنم ! بعد با دااد گریه میکرد.

یکی که خیلی هیجانی بود از همون اول راه میرفت و  انگار عروسی باباشه یه سره راه میرفت و میگفت دسسسست دسسسست :))

یه بازی بود که توی لباس بچه ها رو باید تا میتونستیم پر از توپ میکردیم که من دیدم یقه لباس قندون داره گشاد میشه به دو تا توپ بسنده کردم و یه پسره که لباسش پر از توپ شده بود، اونی که تو محدوده ی ممه اش بود رو هیجان زده گرفته بود و با یه عشقی تکونش میداد انگار که خودش سینه درآورده :))  احتمالا" تو ذهنش میگفته من الان خودکفا شدم و دیگه از می می خودم شیر میخورم :))) 


خب بچه ها تو این سن رفتار گروهی ندارن ، هر کسی بازی خودشو میکرد ولی  چون خونه های ِ ما الان کم جمعیته و دور و برمون شلوغ نیست این کلاسا باعث میشه بچه ها برای تو اجتماع بودن و بازی گروهی تمرین کنن و مثلا" تو مهمونی ها نترسن و بتونن باهم ارتباط بگیرن.

*

غروب داشتم به ایده این کارگاه ها فکر میکردم که چه خلاقانه و پردرآمد و بدون ریسکه! عین مهد کودکه با درآمد بالا و اینکه چون مامانها با بچه ها هستند مسئولیتی هم متوجه آموزشگاه نیست. 

*

تو بلاگفا یه امکاناتی بودکه وبلاگهایی که تو لیست دوستان میزاشتم رو میشد به محض آپدیت شدنشون دید ، حیف بلاگ اسکای اینو نداره، اماااا این سورت کردن عنوان وبلاگهایی که به ترتیب طول عنوان وبلاگ مرتب میشن خیلی برام خنده دار بود، چون همیشه فکر میکرد وبلاگ نویسا میشینن با دقت و وسواس  اینا رو مرتب میکنن و به ترتیب لینکشونو میزارن، اومدم بلاگ اسکای دیدم، اوووف! چه امکاناتی :)))


نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1396 توسط فنجون | 9 نظر
.: Weblog Themes By PayamBlog :.