X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
حوصله کن ، خواهیم رفت
آرامش به همراهت ... مهر بورز و خوشبخت باش

دو سال قبل بود که تو یکی از همین وبلاگ هایی که میخونم (دقیق یادم نیست وبلاگ کی بود که بهش لینک بدم ولی شاید پرنده گولو یا عاصی بودن) در مورد دعای نوزدهم فروردین ماه، شرف الشمس نوشته بودن و از اونجایی که من نوشتن لیست آرزو ها رو خیلی دوست میدارم کمی در موردش سرچ کردم و تو همون بازه زمانی ( از 11 ظهر تا 11 شب) دعا رو نه روی سنگ و پارچه که روی یه کاغذ معمولی نوشتم و بعد از هر آرزو که تو قسمت نوت های موبایلم مینوشتم ، یکبار از روی دعا خوندم.

این داستان گذشت تا اینکه یکروز تو وقت بیکاری داشتم به اصطلاح گوشیمو پاکسازی میکردم که چشمم به این نوت خورد و از تعجب چشمهام گرد شد ... خیلی هاش رو واقعا" همینطوری رو هوا آرزو کرده بودم که براورده شده بودن ... گفتم منم این دین رو ادا کنم و امروز رو بهتون یادآوری کنم که لیست آرزوهاتون رو بنویسین.

** قسمت جالب ماجرا این بود که آرزو -دعاهایی که با جزئیات بیشتری نوشته بودم به نسبت اونایی که کلی نوشت بودم زودتر براورده شدن.

گفته می شود که هر سال در روز 19 فروردین خورشید به نقطه خاصی در آسمان میرسد و حالتی معادل شب قدر را ایجاد میکند. در این روز خورشید نسبت به سایر کواکب روی زمین قدرت بیش‌تری دارد.

آرزوهایی که تیک برآورده شدنشون خورده:

- سلامتی همه افراد خانواده ام

- خوب شدن دست مامان

- به خیر گذشتن عمل مامان و خانم تاشکیران

-خوب شدن صدا - حنجره بابا

-سلامتی یکی از دوستام و سامون گرفتنش ( چند روز قبل از خوشحالی تو اینستا نوشته بود من به بیشتر آرزوهام رسیدم! و نمیدونین چه کیفی کردم از خوندن این جمله)

- تمام شدن درس پرتقال فروش 

- موفقیت و امنیت شغلی پرتقال فروش

- رضایت شغلی خودم

- تسویه بدهی ها

- خواهر کوچیکه یه خونه خیلی خوب نزدیک ما بخره!

- از بچه دار شدن نترسم و انرژی و توانش رو داشته باشم

- زایمان راحتی داشته باشم

- بچه سالم و خوشگل برای من و جاری جان ( اون موقع هنوز فکر بچه دار شدن نداشتیم و از تصمیم بچه دار شدن جاری جان هم بیخبر بودم ولی هردو با اختلاف 66 روز زایمان کردیم !)

- پیشرفت شغلی

- سفر به اروپا (لیست ادامه داره اما یکیش محقق شده)

- دیدن شادی (ما نرفتیم ولی خودش اومد ایران دیدمش:))

- خوشبختی و ازدواج برادر پرتقال فروش (این لیست هم طولانیه اما امسال برادر پرتقالی از لیست خارج شد و ایشالا خرداد میرویم عروسی!)

- رفتن به سنندج!!! از سال 82 میخواستم برم و نمیشد تا بالاخره همین تابستون رفتیم

- آرامش و موفقیت و درآمد خوب برای خواهرکوچیکه، دخترخاله ام و خواهرهای های پرتقال فروش 

 

نوشته شده در تاریخ شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1396 توسط فنجون | 0 نظر
.: Weblog Themes By PayamBlog :.